حرفهای پرازسکوتنوشته هایم را میخوانی ومیگویی چه زیبا...... راستی!! دردهای آدم زیبایی دارد؟! |
برو...
دلم را
از کفه ی ترازویت پس میگیرم
کفِ دستم می گذارم
و برایت ترانه ی خیرپیش می خوانم
راه بیفت
دنیا پر از شهرهایی ست
که دخترک های بی بهارش
تو را نشانه می روند
بی آنکه عاشق لبخندهایت شوند
[ شنبه 92/1/31 ] [ 3:54 عصر ] [ تبسم ]
نظر تو میتونی جای من باشی؟
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم، دردها و خوشیهای من را تجربه کن سالهایی را بگذران که من گذراندم روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن همانطور که من انجام دادم ... بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی ![]() هفت شماره را میگیرم ... ![]() [ شنبه 92/1/31 ] [ 3:47 عصر ] [ تبسم ]
نظر
::
|